شکسته ام این روزها
همچو نستعلیق که از نیمه می شکند
نیلوفر
سطر به سطر می نویسم که شعر گونه شود
زیباترین شعرم را می نویسم امروز قول می دهم
همه لحظه هایم بوی مریم می گیرند
و تنم خیس عطرت میشود
همه زیباترین های شعرم مال تو
بوسه های گرمت مال من
نخواندی هنوز شعرم را ؟!
ببین چه زیبا نوشتم دوستت دارم
پ.ن: برای کسی که می پرستمش
پ.ن: نوشته ام را نقد نکنید با همه عشقم نوشتم گرچه در خور فرشته زندگیم نبود بگذار به خلوص شعرم دلخوش باشم
نیلوفر
دوستت دارم
پ.ن: ت
تن نیمه برهنه زنی که شهوت را شعار می دهد
نگاه تشنه مردی که لب می گزد
لیموی ملس سینه های زن
دستان میوه چین مرد!!
سرانگشتانی پرتمنا که می دوند بر پیکرشان
بوسه هایی از جنس آتش
چونان پیچک تنیده در هم
رقص تنی برهنه میان دستانی سخت
و دردی شیرین!!
تمام قصه همین بود
نیلوفر
دیدنت عادت شد برایم
عادتی درد ناک
به قاعده قاعدگی زنانه هرماه
پ.ن: به خاطر بعضی چیزها که می گویم شرمنده ام اما نگفتنش بیشتر خجالت زده ام می کند!!
نیلوفر
قلمه می زنم شمعدانی ام را
برگ زرد خاطره هایم را دور میریزم
تو گمی میان سبزی و زردی
مانده ام مردد
دور بریزمت یا دوباره بکارمت
ریشه داری هنوز!
صورتی گلهای شمعدانی
خاطره شیرین بوسیدنت
سبز است هنوز
خاک را زیر و رو می کنم
تازه می شوند لحظه های دور
دوباره می کارمت
چه زود ریشه می دوانی تا عمق
نفس نمی کشم
می ترسم بازدمم تو را بگیرد از من!
چه ساده ام
مدتهاست که رفته ای و این باورم نمی شود!!
شمعدانی ام را قلمه میزنم
تو یادم دادی
حتی پیوند میزنم
من خودم را تا به خاطره هایت سبز پیوند میزنم
نیلوفر
ذره ذره قدرتت را به ناز می خرم
اسب وحشی تنت را به رقص سرانگشتانم را م می کنم!
عقاب سرکش شهوتت را به پچ پچه هایی جلد بام تنم
و تو در اوج قدرت چه ناتوانی در برابرم وقتی می خوانمت به...
وقتی بوسه های تب آلودم لاله سرخ گوش هایت را می بوئید!
من فراتر ازقدرتم!!
من یک زنم
پ.ن: نخواه که محک بزنی قدرت زنانگی ام را که هر چه سرکش تر باشی زودتر رامت می کنم!!
نیلوفر
عریان باش در برابرم
شرم نکن از برهنگی
بگذار زیر انگشت نگاهم لمست کنم
بی نقاب چه زیبایی!!
نیلوفر
آرام تر. نرم تر ضربه بزن
گرچه سنگم اما درد را حس می کنم
میکل آنژ با بوسه هایش سنگ را می تراشید و بس
تو مرا به بوسه هایت نرم کن!!
نیلوفر