تبليغاتX
حسرت اشک



ندايي خفته در گلويت

از گذرگاه سپيد

سواره بر خون گذر كرد

ندايي خفته در گلويم!!!!


تقديم به ندا آقا سلطان . او كه فريادي راه گلويش را بست و به خون نشست



+ نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 12:32 توسط niloufar |

من نیلوفرم. زاده ششمین روز از اولین ماه بهار.

خدای دانه های باران را سجده می کنم

خدایی که مرا مشتاق. سرکش . سخت و شاید عاشق آفريد



من خدایی رابنده ام که مرا لایق فقر دانست و من حالا سلطنت فقر به عالم نفروشم.



"" زنانگي ام را فرياديست براي گوش هايي كور!!

و چشم هايي كر!!

موزيك اينجا تقديم به نيلوفر تنهاي درونم

براي همه لحظه هاي بي پناهي اش

تقديم به روح سركش و خاموش خودم.باشد

كه آرام گيرم!!!""

Home
Email
Night Skin